|
12 تا 24 ماهگی > تربیت و مشکلات رفتاری
الگوی تربیتی
10 نکته مهم برای کمک به رشد احساسی کودک نوپا
استراتژی تربیت
الگوی تربیتی:
کودکان از همان بدو تولد تحت تأثیر محیط اطرافشان می باشند آنها مثل یک بوم نقاشی پاک هستند که ما لوازم نقاشی را در اختیارشان می گذاریم تا آنها بتوانند آینده خود را در این بوم به ثبت برسانند. با اینکه بسیاری از رفتارها و ابعاد شخصیتی ژنتیکی می باشند ولی شما پدر و مادر عزیز از همان لحظه تولد کودکتان بر روی او بسیار تأثیرگذار هستید. این نقش والدین بسیار پر مسئولیت می باشد. برای اینکه برای تربیت کودک خود یک استراتژی درست کنید، حتماً پیشتر از خودتان سئوال کنیدکه چه نوع تصویری از خود می خواهید در کودکتان ببینید. سپس این دو سئوال مهم را از خود بپرسید.
• چه نوع انسانی می خواهید کودکتان از آب در بیاید؟
• آیا خود شما در مقابل کودکتان مانند آن شخص رفتار می کنید؟
گفته قدیمیان که ادب از که آموختی؟ از بی ادبان، در مورد کودکان صدق نمی کند، زیرا که در سالهای اولیه زندگی آنها، ابتدا باید به آنها خوب و بد، بایدها و نبایدها را بیاموزید و سپس هنگامی که آنها بزرگتر شدند خود می تواند این خوب و بد را تمیز قایل شوند. هیچ چیزی اثری موثرتر از رفتار شما برای آموزش خوب و بد به کودکتان را ندارد. پس از همان ابتدا به خاطر بسپارید و با همسرتان نیز به توافق برسیدکه آنگونه در حضور کودکتان رفتار کنید که از او انتظار دارید رفتار کند.
والدین اولین و بهترین معلم برای کودکانشان می باشند کودک شما از زمان نوزادی شما را زیر نظر دارد، اینکه شما چگونه با او و یا دیگران صحبت می کنید و امور روزمره اتان را چگونه مدیریت کرده و می گذرانید همه زیر نگاه تیز بین کودکتان می باشد. از همه مهمتر نحوه رفتار شما با خود او می باشد، او بر مبنای رفتاریکه از شما می بیند روابط آینده اش را پایه گذاری خواهد کرد. از همان ابتدا به کودکتان توجه کنید، برای او شعر یا آواز بخوانید، او را بغل کرده و به او اطمینان دهید که دوستش دارید، به او عادات صحیح زندگی از قبیل سالم غذاخوردن و مرتب بودن را بیاموزید و نسبت به عمل و عکس العمل های او حساس باشید. هر چه شما برای او ارزش قائل شوید، او نیز یاد می گیرد که برای خودش ارزش قائل باشد و اعتماد به نفس پیدا می کند.
اگر شما در حضور کودکتان کتاب مطالعه کنید او نیز به این کار علاقه مند می شود، ولی اگر تمام روز را جلوی تلویزیون سپری کنید، نمی توانید از او انتظار داشته باشید که وقت کمتری را مقابل تلویزیون بگذارد.
10 نکته مهم برای کمک به رشد احساسی کودک نوپا:
1- اگر حس می کنید کودکتان دچار احساسات و هیجانات خاصی می شود، آن احساس را برای او نام ببرید.
بعنوان مثال اگر او تعادل خود را از دست می دهد و بر روی زمین سر می خورد و حس می کنید که او ترسیده است. به او بگویید " وای چه ترسناک بود" و یا اگر فکر می کنید که او عصبانی است به او بگویید "تو الان عصبانی هستی". این کار کمک می کند که کودک بداند که چه اتقافی برای او می افتد و بین احساسات مختلف فرق بگذارد. با دانستن این تفاوتها او می تواند با احساساتش بهترکنار آمده و انتخاب درست داشته باشد.
2- اگر کودکتان، شما را در احساسات منفی اش شریک می کند، جمله او را تکرار کنید.
اگر کودکتان به شما می فهمانید و یا در صورتیکه قادر در به حرف زدن است می گوید که ترسیده است. شما بعد از او تکرار کنید، «این برای تو ترسناک است»، به او بفهمانید که احساسات او برای شما مهم است و از اینکه او ترسیده شما نیز آزرده خاطر شده اید و از اینکه او ناراحت شده شما نیز ناراحت هستید. بسیاری از والدین پس از شنیدن این جمله ازکودکشان شروع به آرامش خاطر دادن به او و آموزش به او کرده که فلان چیز ترسناک نیست و تو نباید از آن بترسی می کنند. این عکس العمل باعث می شود که کودک فکر کند احساسات او ناشنیده مانده است و او در برخورد با احساسات منفی اش تنهاست. در صورتیکه ابتدا باید به او بفهمانید که می دانید او ترسیده وکاملا ترسش طبیعی است و سپس او را خاطر جمع کنید که ترس او به دلایلی که برایش می آورید، از جملۀ اینکه شما پیشش هستید، الزامی نداشته است.
3- اگر رفتار کودکتان شما را آزرده خاطر می کند به او از احساساتتان بگویید.
سعی کنید در ارتباط برقرار کردن با کودکتان مسقیم و روراست باشید. اگر از دست او ناراحت شده اید آنرا در قالب محکم و ساده بگویید، نه اینکه با اخم و یا نگاه بخواهید به او بفهمانید. در این صورت می توانید او را از خجالت و یا احساس گناهی که ممکن است بر اثر رفتار غیر زبانی شما در او پیش آید و آنرا در خود بریزد، حمایت کرده اید.
4- همواره خود را بعنوان اول شخص مخاطب قرار دهید.
به او بگویید «من الان از دست تو عصبانی هستم»، به جای اینکه بگویید «مامان الان عصبانی است». استفاده از ضمیر اول شخص به جای سوم شخص، صمیمیت و حساسیت بیشتری در رابطه کودک با والدین ایجاد می کند.
5- به یاد داشته باشید که طوفان احساسات کودک نوپای شما گذراست و بسیار زود می گذرد.
هنگامیکه کودک شما دچار کج خلقی می شود، یکی از والدین را بر دیگری ترجیح می دهد، شروع به پرت کردن اشیاء می کند و یا به پاسخ هر چیزی «نه» می گوید. بهترین کار این است که به او محل نگذارید و اجازه دهید که او دوباره آرام شده و به حالت اولش بازگردد. اگر که در حین این طوفانها بخواهید با او درگیر شوید و یا سعی کنید او را انضباط کنید بدتر او را خشمگین می کنید. اگر او را به حال خود واگذارید تا خود یاد بگیرد که چگونه بر خشم خود قائل شود و چگونه احساساتش را کنترل کند، او به کودکی معتمد به نفس تبدیل می شود، که می داند او شخصی مجزا از شماست که دارای احساسات خاص خودش می باشد. معمولاً کودکان تا سن 4 سالگی کاملاً به این مرحله می رسند که خود را کاملاً متمایز از والدینشان می دانند.
6- وقت بیشتری را با کودکتان صرف کنید و به او اجازه دهید که کارهایش را آنطور که می خواهد پیش ببرد.
کودکان در این سن از اینکه سعی کنند خود لباس بپوشند یا در بیاورند، بتوانند خود به تنهایی از لیوان آب بخورند و یا به شما در تمیز کردن خانه کمک کنند بسیار لذت می برند. این یک مرحله رشدی برای کودک محسوب می شود که نقش اصلی شما این است که بتوانید اعتماد او را به خودش پرورش دهید. ممکن است صبح زود که شما عجله دارید او را به مهد کودک رسانده و خود سرکار بروید، به نظر شما زمان مناسبی نباشد تا به او اجازه دهید خود لباسش را بپوشد، ولی حداقل به او بگویید «بگذار تا من کمکت کنم» یا اینکه «تو به من کمک کن تا لباست را بپوشی» در این حال با اینکه شما همه کار را کرده اید، او حس خوبی از اینکه با شما شراکت کرده است پیدا می کند.
7- برای ایجاد صمیمیت بیشتر احساسات خود را با او در میان بگذارید از این راه به او نیز یاد می دهید تا با دیگران صمیمی باشد.
یکی از راههای آسان ارتباط برقرار کردن با دیگران، در میان گذاشتن احساساتتان به آنها می باشد. اگر خود نیز احساستان را به کودکتان بیان کنید او نیز شما را الگوی خود می سازد. بعنوان مثال به او بگویید «من خیلی خوشحالم که داریم می رویم تولد خاله» و یا «من از اینکه تو غذایت را در مهدکودک نخوردی ناراحت شدم».
8- در صورت نیاز به مشاور مراجعه کنید.
در زمینه احساساتی، کودک شما به احتمال بسیار زیاد شبیه شما خواهد شد. اگر شما نگران، وسواسی، زودرنج، کم حوصله و یا تند مزاج هستید او نیز جا پای شما خواهد گذاشت و همان اخلاقهایی که خود شما از آنها رنج می برید را پیدا خواهد کرد. بنابراین تا دیر نشده و کودک شما هنوز شکل نگرفته است از مشاوران و متخصصان کمک بگیرید تا بتوانید رفتار خود را کنترل کرده و الگوی مناسبی برای کودکتان باشید.
9- به یاد داشته باشید که کودکان دچار افسردگی، افسردگی خود را متفاوت و متضاد از بزرگسالان نشان می دهند.
اگر کودک شما دچار تجربه های ناراحت کننده از قبیل طلاق شما و همسرتان، از دست دادن یکی از نزدیکان، سانحه تصادف اتومبیل و یا هر تغییر ناگهانی دیگر شده باشد ممکن است دچار افسردگی شود. معمولاً کودکان افسرده فعال تر و پر جنب و جوش تر می شوند و دیگر نمی توانید آنها را متوقف کنید این رویه اکثر کودکان در مقابله با احساس از دست دادن می باشد.
10- در صورتیکه احساس می کنید که کودک شما به مشاور نیاز دارد، سعی کنید که فرد مناسب را برای این کار پیدا کنید.
یک مشاور خوب باید بتواند به شما در مقابله با مشکل کودکتان امیدواری درست بدهد و طوری مشکل و راه حل آنرا برای شما شفاف توضیح دهد که هیچگونه ابهامی برای شما نماند.
|
|